دنیا وارونه تمام چیزهایی است که  می بینی

 "دلشوره هاي من و خاك كاغذي"آخرين مجموعه شعري است كه از ضياءالدين خالقي منتشر شده است.كتابي كه جا داشت در شعر امروز ايران بهتر ديده شود.او  يكي از شاعراني است كه در اوايل دهه هفتاد با انتشار دو مجموعه شعر"رويايي به رنگ آتش و آب"و"باراني از پريشاني يال"وهمچنين گردآوري مجموعه از شعر كوتاه ايران با عنوان "سيب اتفاقي است كه مي افتد" به شهرت رسيد.من همه كتاب هايش را دوست دارم و شعرهايش هميشه برايم فابل احترام بوده اند.از طرفي ديگر ضياء الدين خالقي براي خيلي از دوستان همشهري  من تداعي كننده خاطره روزهاي دور لنگرود است. با آن كتابفروشي كوچه مسجد جامع كه جايش براي جماعت كتابخوان آنجا بدجوري خالي است. آخرين كتاب خالقي زمستان 85 با يك تاخير ده - دوازده ساله منتشر شد كه شعرهايش نشان مي دهند او در طول سال هاي گذشته به شكلي جدي كار كرده است. .كاش منتقدان ما  بيشتر به خودشان زحمت مي دادند و كتاب هاي خوب را کشف و به مخاطبان معرفي مي كردند.البته جماعت روزنامه نگار هم می توانستند گذشته از دوستی ها و نان قرض دادن ها با ادبیات حرفه ای تر برخورد کنند .اين دو شعر را از "دلشوره هاي من و خاك كاغذي " بخوانيد كه مشت نمونه خروار است.

(۱)
ستاره تر ين آسمان من
هرشب
مرواريد آب هاي تو رقصيدند
و آسماني ترين ماه را
براي تو تابيدند
چرا كه رود خانه ترين آب ها را براي تو جاري شدم
چرا كه آب ترين درياها را براي تو وسعت يافتم
اگرچه گاه ابري ترين باران ها را
از دوري ات  
گريه مي كنم
اگرچه گاه سر بر شانه ي اسبم مي گذارم و
باراني ترين يال بلندش را
نمي بارم.
كنار ساحل تو
كه شن ها ،ستاره هاي سوخته اند
مي نشينم بر صخره هاي تماشا
و آبي ترين آب ها را
براي تو مي گريم،
وقتي كه باد،گيسوان بلندت را
به اهتزار در آورده باشد.
(۲)
بهار من پاييز !
تو چگونه از تمامي فصل ها گذشته اي ؟
كه اينگونه سخت،سخن از فراق مي گويي
در منظومه اي با برگ هايش ستاره
با ستاره هايش خزان
با خزانش...
آه..
تو بگو،تو بگو آخر بي من در كجاي اين شب قطبي
كلبه خواهي ساخت؟
كه ماه
فانوس شبهامان نباشدو
خيره در ما ننگرد
تو بگو، بي من چگونه؟
در كجاي جهان؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان ۱۳۸۸ساعت 14:52  توسط یاسین نمکچیان | 

کتاب "دلشوره های من و خاک کاغذی" سروده ضیاءالدین خالقی روز چهارشنبه ۲۰آبان ماه در کارگاه شعر فرهنگسرای کودک نقد و بررسی می شود.
به گزارش خبرنگار مهر، در این جلسه که از ساعت ۱۶:۳۰ آغاز می شود یاسین نمکچیان ، پژمان قانون و ابوالفضل پاشا به عنوان منتقد حضور می یابند.
بخش دوم جلسه نیز به شعرخوانی سایر حاضران اختصاص می یابد.
"دلشوره های من و خاک کاغذی"  در سال 1385 به شمارگان 1200 نسخه و 184 صفحه توسط انتشارات " داستان سرا" به چاپ رسیده است.
فرهنگسرای کودک در خیابان شریعتی، روبروی خیابان دولت، کوچه  امامزاده واقع شده است.
همين خبر در خبرگزاري ايبنا

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان ۱۳۸۸ساعت 17:3  توسط یاسین نمکچیان | 

همه آنهايي كه از ادبيات به روزنامه نگاري رسيده اند با بقيه كساني كه يا درسش را خوانده اند و يا همينطوري از بد حادثه به آنجا پناه برده اند يك فرق اساسي دارند.فرقي به نام دغدغه ادبيات. براي شاعر و يا نويسنده اي كه پشت ميز تحريريه تبعيد شده است هيچ چيزي مهمتر از ارضاء دغدغه اصلي اش نيست.دلش مي خواهد مدام كتاب معرفي كند، مصاحبه بگيرد و اخبار حوزه اش را پوشش بدهد.اين را همه آنهايي كه از ادبيات به روزنامه نگاري رسيده اند مي دانند و آنهايي كه آگهي بگير اين صفحه و آن صفحه اند نه. شايد براي ادبياتي ها  مسايل مالي تنها در حد برطرف كردن نيازهاي روزمره زندگي به چشم بيايد اما جماعت آگهي بگير اصلاً غير از پول چيز ديگري را نمي شناسند.
در اين روزهاي بي روزنامه ،يعني جايي كه بتوانم كتاب معرفي كنم و مصاحبه بگيرم و اخبار اين حوزه را پوشش دهم مدام سر مي زنم به صفحات اين روزنامه و آن روزنامه كه مطلب دندان گيري پيداكنم اما انگار يافت نمي شود.انگار  مطالب خواندني حوزه فرهنگ به ويژه كتاب و ادبيات آب شده اند و رفته اند زمين. در اين ميان اما حكايت يك روزنامه و صفحات فرهنگي اش با بقيه حسابي فرق مي كند.روزنامه اي كه انصافاً يكي ار بهترين روزنامه هاي حال حاضر اسنت اما ديده نمي شود.
دور جديد روزنامه فرهيختگان از همان روزهايي كه منتشر شد تا همين امروز، ريتمش را حفظ كرده است.حداقل در لابلاي صفحات فرهنگي اش هميشه مطلب دندان گيري پيدا مي شود كه كنار بگذارم و آخر شب زمزمه اش كنم.از مصاحبه با فريدون پوررضا تا مصاحبه با قاسم كشكولي تا معرفي كتاب نويسندگان جواني كه هيچ كس توجهي به آنها نمي كند دلايلي است كه وادارم مي كند اين چند سطر را بنويسم كه اگر كسي دنبال روزنامه اي به خاطر صفحات فرهنگي اش مي چرخدنگاهي به فرهيختگان هم بيندازد.
راستش را بخواهيد اين روزنامه من را ياد روزنامه خدابيامرز كارگزاران مي اندازد كه ما سعي مي كرديم بهترين صفحات را در بياوريم اما به چشم كسي نمي آمد.آن روزها با ذره بين هم لوگوي كارگزاران را روي دكه ها  نمي توانستيم پيدا كنيم .حالا هم اين اتفاق دارد براي روزنامه فرهيختگان مي افتد.اشكال كار كجاست نمي دانم اما دلم مي سوزد وقتي در اين وضعيت بي انگيزگي و بي روزنامه اي حاصل كار يك مجموعه خوب هم ديده نمي شود.ما يعني محمد هاشم اكبرياني و محسن فرجي و فرزين شيرزادي و چنگيز محمودزاده و ايمان مهدي زاده و فرهاد فرجاد وعليرضا كيواني نژاد در كارگزاران همين وضعيت را تجربه كرده ايم و مي دانيم چقدر ملال آور است.يادش بخير روزهايي كه اكبرياني همه دكه هاي سر راهش را بررسي مي كرد تا نام و نشاني از لوگوي كارگزاران روي دكه ها پيدا كند و نبود.البته ما خودمان هم همينطوري بوديم ها........
به هرحال اين هم يادداشتي كه امروز نوشته ام اينجا

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان ۱۳۸۸ساعت 15:2  توسط یاسین نمکچیان | 

این روزهای آغشته اندوه کی تمام می شود.انگار سال ها پیش یعنی همان سال هایی که عمران همراه منزوی با پیاده روی خودش را قوی میکرد زودتر از همه ما فهمیده بود روزهای سختی در راه است.حالا عمران و منزوی و خیلی های دیگر رفته اندو ما مانده ایم یک دنیا دلواپسی.
 کمک کنین هلش بدیم ، چرخ ستاره پنجره
رو آسمون شهری که ستاره برق خنجره
گلدون سرد و خالی رو ، بذار کنار پنجره
بلکه با دیدنش یه شب ، وا بشه چن تا حنجره
به ما که خسته ایم بگه ، خونه باهار کدوم وره ؟
تو شهرمون آخ بمیرم ، چشم ستاره کور شده
برگ درخت باغمون ، زباله ی سپور شده
مسافر امیدمون ، رفته از اینجا دور شده
کاش تو فضای چشممون ، پیدا بشه یا شاپره
به ما که خسته ایم بگه ، خونه باهار کدوم وره ؟
کنار تنگ ماهیا ، گربه رو نازش می کنن
سنگ سیاه حقه رو ، مهر نمازش می کنن
 آخر خط که می رسیم ، خطو درازش می کنن
 آهای فلک که گردنت ، از همه مون بلن تره
به ما که خسته ایم بگو ، خونه ی باهار کدوم وره ؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان ۱۳۸۸ساعت 16:49  توسط یاسین نمکچیان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
آذر ۱۳۹۷
آبان ۱۳۹۵
مرداد ۱۳۹۵
اردیبهشت ۱۳۹۵
فروردین ۱۳۹۵
اسفند ۱۳۹۴
دی ۱۳۹۴
آذر ۱۳۹۴
تیر ۱۳۹۴
اردیبهشت ۱۳۹۴
اسفند ۱۳۹۳
بهمن ۱۳۹۳
آذر ۱۳۹۳
آبان ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
اسفند ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۹
آذر ۱۳۸۹
آبان ۱۳۸۹
مهر ۱۳۸۹
شهریور ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
تیر ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
اردیبهشت ۱۳۸۹
فروردین ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
بهمن ۱۳۸۸
دی ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
آبان ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
شهریور ۱۳۸۸
مرداد ۱۳۸۸
آرشيو
پیوندها
الهام قاسميان(خنده هاي خيس)
علي محمد مسيحا
محسن فرجي
مزدك پنجه اي (ستاره هذياني)
عليرضا پنچه اي(پيامبر كوچك)
علي عبدالهي(اكنون ميان دو هيچ)
عليرضا بندري(پلاك 13)
احمد جلالي فراهاني(احمدك دبير)
داوود ملك زاده
آرش نصيري
شمس لنگرودي
محمد غلامي پور
منصور بني مجيدي
ايمان مهدي زاده
فرزام شيرزادي
فرامرز سيد آقايي
ريحانه مظاهري
نگين بهكام
شيوا.ن
آرتين(پيرمردي با مو هاي ژل زده)
حمير رضا طهماسبي پور
بهزاد رنجبر
فرهاد فرجاد
ابوالفضل پاشا
علي باباچاهي
آفاق شوهاني
رضوان ‌ابوترابي
محسن حسن زاده
عليرضا بهرامي
علي خوش‌تراش
بهروز قزلباش
رسول يونان
علیرضا کیوانی نژاد
حمیدرضا اقبال دوست
علی الله سلیمی
علیرضا طبایی
خبرنگار گیلانی
رضا مقصدی
نیما تابنده
آرمین پور امین
حامد رحمتي
ياسر نوروزي
مريم حاجي حسيني
مسعود ميرزا باقري
ايمان عابدين
ماني راد
يوسف انصاري
مريم ورشويي
محمد هاشم اكبرياني
بابك رضايي
ياور مهدي پور
يوسف انصاري
افسانه توكلي
ضياءالدين خالقي
محسن بافكر ليالستاني
كامران محمدي
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM