تبليغاتX
چهارشنبه سوری - چقدر ازپل می ترسم
دنیا وارونه تمام چیزهایی است که می بینی

نمی توانم چیزی بنویسم به این خاطر که حوصله اش را ندارم.بی حوصلگی بیشترین دغدغه زندگی در این جهنم  است.جهنمی که هیچ چیزش سرجای خودش نیست.آدم های سطحی همه جا را پر کرده اند و اجازه نفس کشیدن به کسی را نمی دهند.بگذریم فقط زمزمه شعری از بیژن نجدی برای اینکه بهانه نوشتن همین چند خط باشد 
چقدر ازپل می ترسم
از آسمان چسبیده به پل
از پرده پاره های ابر
ریخته روی پل 
از شنبه ای که راه می رود 
زیر پل
ازدرختان خسته کنار پل
ترسی چنین عاشقانه
با هیچ صیادی به دریا نرفته است.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 15:37  توسط یاسین نمکچیان  |